خانه دوست - تاریخ: 1391/4/13 ساعت: 3:57
خانه دوست اگرچه خانه ی نقلی دوست بس شیک استولی به میز توالت هزار ماتیک است کنار آینه گر چشم را بگردانید جدال بی بی گشنیز و خشت و اسپیک است و عکس های پونز خورده ی تن دیوار نشان دهنده ی ذهنی فجیع و لائیک است عجب صدای ظریفی ز کفش می آید گمان کنم که صدای کف سرامیک است چرا نگفته به من ؟ - من که فکر می کر...
در ارزش سکوت - تاریخ: 1391/4/13 ساعت: 3:57
در ارزش سکوت الطاف لبت قدم قدم می چسبد کمتر گله کن ،سکوت ، کم می چسبد یک بوسه به یک سکوت ایجاد شودبی حرف ببین دو لب به هم می چسبد !
به خودم می خندم - تاریخ: 1391/4/13 ساعت: 3:57
به خودم می خندم با همین چانه ی بی چال خودم می خندم مثل هرسال به اقبال خودم می خندم مدتی هست که در جا زده ام بدجوری من بی کار به اعمال خودم می خندم نه به آن ها که به مداحی خود می خندندکه به این خنده ی با حال خودم می خندم بس که یخچال ز بی چارگی ام باز نشد پس دهن بسته به یخچال خودم می خندم هرچه آشغال د...
سال تولید ملی - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
با توجه به اینکه امسال سال تولید ملی نامگذاری شده و از اونجایی کهتجار ایرانی علاقه زیادی به جنسهای چینی دارن یا بهتره بگیم به جنسهای دست چندم چینییه تورقی در دیوان شاعران داشتم و چون بالاخره یکی تو این زمینه مقصرهدیواری کوتاهتر از قدمای شعرنیافتیم مولوی :سوی چین است آن بت چینی که طالبگشته ایداین چه ...
دل نوشته 3 - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
سال 90 هم به اتمام رسید تو این سال دو ترم از دانشگاهم گذشت و دو قدم به پایان درسم نزدیکتر شدم مسافرت به مشهد و قم که خیلی خوش گذشتشرایط کاریم بهتر شد و موقعیت و جایگاهم تثبیت شداز همه مهمتر اینکه بعد از چند سال دور از خونواده بودن کل امسال کنار خونواده بودمخوشبختانه خاطره تلخی تو این سال برام رخ ندا...
صرفا جهت خنده - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره “عمه ی عطار” تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده کهدرباره “عمهی عطار” مطلبجمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمیشد.زن داییم رفته مدرسه داد و بیداد که این چهتحقیقی به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه میخوره آ...
حافظ شناسی - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
ميگم خيلي خوبه بعضيا خدا نشدن خدا به اين باحالي گفته فرستادمتون تو دنيا که ازتون امتحان بگيرم تازه جوابا و روش قبولي رو هم گفته کلي هم پيغمبر و دين و امام فرستاده تا کمکمون کننبعضي از اين استادا انگار خوششون مياد اذيت کنن کل ترم و به درساي بيخود ميگذرونن آخرين جلسه سه تا فصل درس ميدن در دو صفحه بعد ...
تولد - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
27 سال گذشت چه قدر زود خدایا اگه جهنمیم فقط یه 100 سال دیگه بذار اینجا بمونیم اگه میخوای ببری بهشت الان ببر هر چی بمونم بدتر میشهعجب شرطی گذاشتم یعنی اگه زنده باشم جهنمیم نه خداجون هرچی کرمته اگه میخوای ببری بهشت یه چند سال هم بذار اینجا بچرخیم شاید خیرمون به کسی رسید سپاس که سلامتی دادی خونواده و د...
خاطرات گذشته - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
چند سال پیش پدر یکی از دوستان به رحمت خدارفته بود و ماها جمع شدیم بریم واسه سرسلامتیخوب اون موقع هیچکدوم قدرت بیان و کلام الان رونداشتیم و نمیتونستیم تو جمع صحبت جدی داشته باشیمیکی از بچه ها رو مامور اینکار گذاشتیموقتی همه مهمونا رفتن این رفیق ما گفت خوب فلانیبابات چی شد مُردگفت خوب این اواخر خیلی س...
یا حسین - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
داریم با حسین حسین پیر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایمشکر خدا که ذکر هرشبمان گشته یا حسینمرهون لطف مادر این خانواده ایمپ ن : التماس دعا
پ ن پ - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
هیچ کاری بی حکمت نیست حتی گذاشتن جوکهای تکراری1- لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربهفیزیکی؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده2- سر صبح جمعه از سروصدای زیاد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه میبینمبابام هی داره دره یخچالو باز میکنه باز میبنده...
دل نوشته 2 - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:46
از نوعي کنجکاوي که عاميانه بهش ميگن فضولي بدم مياد واسه همين خيلي عادت ندارم بپرسم چي کار ميکني و يا چي ميخوني يا... شايد چون دوست ندارم ديگران هم در موردم زياد بدونن . تو خونه هم همه منو يه آدم مرموز ميشناسن و زياد از کاراي من سوال نميپرسن مثلا اگه يکي به پدر و مادرم بگه پسرتون جاسوس موساده حرفشو ر...
بدون شرح - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
این منم ، تازه از سر جلسه امتحان بلند شدمهمه چی عادیه ، هیچ چیز غیر طبیعی نمیبینید !پوشک دانشجویان ایزی لایف مخصوص امتحانات ! شیر یا خط دانشجویی :اگه شیر اومد میخوابم !اگر خط اومد فیلم میبینم !اگه راست ایستاد درس میخونم !!
امتحانا تمــــــــــــــــــــــــــــــوم شد !!! - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
Close your books and Open your FaceBooksEmtehana Tamoom shoooooooooooood !!
دانشجو - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
دانشجو های عزیز هیچ کس از شما توقع نداره! امید امام هم به دبستانی ها بود.
حسنک امسال ... واقعا جای تاسف است که - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
گاو ما ما می كرد. گوسفند بع بع می كرد. سگ واق واق می كرد و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی؟ شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود . حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به م...
استاد زرنگ و دانشجوهای تنبل - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
مچ گیری استاد !چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تص...
خر زدن چیست؟؟؟ - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
” خر زدن ” فرایندی که طی اون یک دانشجو از حالت طبیعی خارج شده و زمان زیادی رو به مطالعه میپردازه ؛ خر زدن شرط لازم و نه کافی برای استاد دانشگاه شدن هست ؛میشه اون رو جز آلرژی های فصلی به حساب آورد (فصل امتحانات) ؛ خر زدن در شبهای امتحان به صورت فراگیری در دانشجو ها ظاهر میشه و مهمترین علامت اون علاقه...
از همتون معذرت میخوام... - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
دوستای خوبم سلامخیلی دلم واستون تنگ شدهبعد از چند وقت برگشتم و وقتی این همه نظر بدون جواب و تایید نشده رو دیدم، واقعا ازتون خجالت کشیدم۶ مرداد کنکور کاردانی به کارشناسیمهتوروخدا دعام کنینهفته آینده به همتون سر میزنمدوستون دارم . امضا . اینجانب دانشجو
اعترافات یک تبهکار : - تاریخ: 1391/4/11 ساعت: 17:42
اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یك نمره ناقابل بیست كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ زدن بیهوده است خوب می دانم دانشم بیهوده است استاد از من پرسید چقد...