خرید بک لینک

هیچ کاری بی حکمت نیست حتی گذاشتن جوکهای تکراری

1- لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربهفیزیکی؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده

2- سر صبح جمعه از سروصدای زیاد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه میبینمبابام هی داره دره یخچالو باز میکنه باز میبنده ،بهش میگم چی شده سر صبحخراب شده ؟
گفت : پــ نه پــ دارم میبندم باز میکنم بلکه رفرش بشه یه چیزی پیدا کنیم بخوریم !!

3- نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم میگم یکم تلویزیونو بچرخون ؛
میگه سمت شما؟

پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…

4 - دارم چایی میخورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟ میگم پ نه پ رفتم مرحله بعد

5- رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟پــــــ نه پـــــــــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار !

6- سرجلسه امتحان میگم استاد چقدر وقت داریم؟ میگه تا آخر امتحان؟ پَـــ نَه پـَـــ تا ظهور امام زمان !

7- دارم میرم تو دانشگاه یارو دم در جلومو گرفته میگه آقا شما دانشجوی همیندانشگاهید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دانشجوی دانشگاه آکسفوردم، درستفسیر قرآن رو اینجا واحد میهمان گرفتم !

8- دختره زنگ زده میپرسه میتونی ثابت کنی برات مهمم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــــ فردا بیا روتو با ماژیک فسفری خط بکشم!

9- رفتم نمایشگاه ماشین میگه چجور ماشینی میخوای؟
میگم شاسی بلند
میگه یعنی رونیز و پرادو؟
په نه په تراکتور و کمپرسی!

10- تو خیابون بودیم میگم آخی ببین ماشین زده بهش بیچاره مرده کفن کشیدن روش…میگه واقعا مرده؟ میگم پَ نه پَ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره.

11- به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر .
میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پَ نه پَ فوت کن , قطع کن

12- رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم،
مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟
گفتم پَ نه پَ همینجا میخوریمش

13- مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس، میگه بکشمش؟؟

پـــــــ نه پــــــــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش

14- روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

15- با گل رفتم بیمارستان
نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین

گفتم پَـــ نَ پَـــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات

16- زنگ زدم به استاد، میگه چیه نمره میخوای؟

میگم پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم ببینم فحش هایی که به خواهر مادرت دادم دلیوری شده یا نه؟

17- رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!!!

18- ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترشو هم بذار ، میگه فـــیلتر هوا؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بره فیسبوک

19- با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازی!!!

20- مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

21- برای خانمه نظر خصوصی گذاشتم میگم ببخشید میتونم یه سوالی بپرسم که تاحالا از هیچ دختری نپرسیدم میگه میخوای بپرسی میشه بیشتر آشنا بشیم میگم پ ن پ میخوام بپرسم هوا چطوره

*************

طنزی تلخ برای انحراف افکار عمومی

یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کارنمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواداستخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…!
بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!
یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یکشکلی رو حساب کنه! تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همهدارن داد می زنن:

انتگرال بگیر…!!!

******************

پ ن : نمیدونم چی میخواستم بگم شاید بعدا گفتم


برچسب: نویسنده: caricbaz تاريخ: 11 / 4 / 1391 ساعت: 17:46

صفحه بندی