از نوعي کنجکاوي که عاميانه بهش ميگن فضولي بدم مياد واسه همين خيلي عادت ندارم بپرسم چي کار ميکني و يا چي ميخوني يا... شايد چون دوست ندارم ديگران هم در موردم زياد بدونن . تو خونه هم همه منو يه آدم مرموز ميشناسن و زياد از کاراي من سوال نميپرسن مثلا اگه يکي به پدر و مادرم بگه پسرتون جاسوس موساده حرفشو رد نميکنن نميدونم شايدم من اينطوري فکر ميکنم و اونا خيلي چيزا رو درموردم ميدونن و به روم نميارن
**********
اما قصدم اين بود تو اين پست که در سالروز ازدواج امير مومنان و بانوي پاکيها مينويسم
به چند تا دوست وبلاگنويس که با هم ازدواج کردن تبريک بگم و آرزوي خوشبختي بيش از پيش براشون داشته باشم
از سال 84 که به دنیای مجازی پاگذاشتم با نوشته هاشون بيشتر آشنا شدمالبته نکته اي که وجود داره تقريبا هيچکدومشون الان فعال نيستن و اين نشون ميده وبلاگنويسي دل خوش ميخواد يا شايدم سره خوش
*********
عابد عزيز که وبلاگش در مالکيت فرد ديگريست
همسرشون مطهر خانوم هم ديگه نمي نويسن
جالبه که هر دوعزيز با اسم واقعيشون مينوشتن
**********
ابراهيم بزرگوار و همسر محترمشون که هر دو با اسم مستعار مينگاشتند
با اسماي ابوالفضل و صهبا
البته خدا بهشون يه پسر خوشگل داده که اسمشو ابوالفضل گذاشتن
ايشالله يه دختر هم به اسم صهبا بهشون بده
*******
عطر ياس و وبلاگ شوهرشون محب زهرا(س) که شيرازي هستن
در همين حد ميشناسم و نکته اينه که با اسم ترکيبي مستعار مينوشتند
*******
يه سري از دوستان هم در اين مدت مزدوج شدند مثل گل آقاي عزيز
و خانم آکيا که البته نميدونم همسرانشون هم صاحب وبلاگ بودن يا خيرشايد دوستان ديگه اي هم باشن که بنده با توجه به گفته هاي ابتدايي خيلي شناخت ندارم
*******پ ن 1 : به نظر شما دلایل اینکه افراد با اسم واقعی ، مستعار یا ترکیبی مینویسن چه چیزایی میتونه باشه ؟
پ ن 2 : یه مطلب تکراری
میگن استاد داشته تو کلاس حضور غیاب میکرده به یه دختری میرسه که اسمش بارانه بوده میگه واسه چی اسمتو بارانه گذاشتن دختره با حس میگه چون تو یه روز بارانی به دنیا اومدم
یکی از بچه های حاضر جواب کلاس میگه خوب شد تو یه روز آفتابی به دنیا نیومدی
پ ن 3 : بعدا میگم
برچسب:
نویسنده: caricbaz
تاريخ: 11 / 4 / 1391 ساعت: 17:46