
واقعا چرا به شب آخر پاییز، شب یلدا می گویند؟ مهمتر از آن اینکه چرا این شب را طولانی ترین شب سال نامگذاری کردند؟ اصلا چه چیزی باعث طولانی شدن این شب شده است؟
اگر شما خواننده عزیز از جماعت نسوان و اناث هستید، زیاد به مغز حساس خودتان فشار نیاورید چون پاسخ این سوال را فقط یک جماعت از ساکنین کره خاکی می دانند و آن هم جماعت رجالی است که مخ خودشان را فرستادند تعطیلات و ازدواج کرده و قاطی مرغها شده اند!
چون من خودم هنوز عقلم را بطور کامل از دست ندادم که زوجه ای اختیار کنم و بنا به عقل سلیم تجرد پیشه کردم و فعلا هم قصد ازدواج ندارم چون می خواهم ادامه تحصیل بدهم و پله های ترقی را یکی یکی طی بکشم! از همین روی به دور از چشم مادر، دلیل طولانی شدن این شب را از پدرم جویا شدم...
پدر لبخندی زد و گفت: «طولاني ترين شب سال که هيچ، طولاني ترين شب عمر هر مردي اولين شب يلداي دوران تاهلشه»!
پرسیدم: «چرا»؟!
گفت: «پسر تو چقدر تو خنگي! معلومه دیگه؛ اگر تو یک شب مجبور بشی واسه خانوده و فک و فامیل و ایل و قبیله خانومت انواع و اقسام ميوه هاي گرمسيري و سردسيري، آبدار و بي آب، بوته اي و درختي، با دانه و بي دانه و... رو بصورت دستچین و در مقیاس فراوان تو سبدهای به ظاهر خوشکل و به باطن گرون بخری به اضافه ی باقی مخلفات مربوط به این شب مثل انواع آجیل جات اعلاء در حجم بالا، شیرینی های تر و خشک در جعبه های فراوان، شکلات های رنگ و وارنگ متنوع و از همش سوزاننده تر و دردناکتر، هدایای گرانبها و طلایی رنگ، مسلمه که اگه کارمند باشی، کل مبلغی که واسه وام مسکن و خودرو گرفتی بابت مخارج این شب دود میشه میره هوا، اگرم کاسب باشی همه ی سرمایه کارت به فنا میره.
حالا خودت عقل ناقصت رو به کار بنداز و بگو کدوم مرد عاقل و بالغی پیدا میشه که یک شبه دار و ندارش به باد بره و اون شب سر راحت رو بالش بذاره؟ واسه همینه که این شب کذایی برای هر مردی اونقدر دیر میگذره که طولانی ترین شب سال لقب گرفته وگرنه فرقش با شبای قبلیش در حد یکی دو دقیقست!
تازه این شب مختص دوران عقد نیست و این قصه سر دراز داره و تا زن بیخ ریش مرد باشه، شب یلدا و مخارجش هم تو پاچه ی مردِ بدبخته! شبي که میوه و آجیل و شیرینی به قیمت خون بابای فروشنده ها دادوستد میشه.
حالا دليل طولاني ترين شب سال بودن شب يلدا رو به خوبي درک کردي بچه»؟!
و اینگونه بود که راز طولانی ترین شب سال یا همان یلدا بر من آشکار شد...
چاپ شده در صفحه سوسه روزنامه قدس
برچسب:
نویسنده: caricbaz