من اگر گاو نباشم ...
من که آن شاعر پر حادثه و کلّه خرم
پس چرا درک ندارم بشرم یا بقرم ؟!
من اگر گاو نباشم ، بشرم پس ،اما
این همه یونجه چرا آمده مدِّ نظرم ؟!
گاو هستم که بشر گاو مرا می بیند
بروم مزرعه اصلن بچرم یا نچرم ؟
تو اگر " ما " بکنی پیش همه گاوتری !
من اگر "ما " بکنم ، خویشتنم ، گاوترم !
گاو اما ز چه رو طنز قوی می گوید ؟!
من که بی شاخم و دم ، مثل لبو بی خطرم
بشرم من که بخندم الکی از سرِ درد ؟
پدرم رفت ولی باز درآمد پدرم
(حرف "دَر " شد ، به دَر از مصرع بالا... اما
درعوض قافیه شد جور ، اگر در به درم ! )
آن کس است اهل فشارت که فشارت داند
پشت در بودم و فهمید که من یک نفرم !
زنده ام خاک به سر ،خاک به سر در گورم
خاک بر سر که نشسته ست چه خاکی به سرم !
زندگی چیزعجیبی ست که بی چیزش نیست
منم آن گاو که در عین خریّت ،بشرم !
برچسب:
نویسنده: caricbaz