خرید بک لینک

این سروده، در چها رمین جشنواره ی کشوری طنز طهران برگزیده شد

او شد از گرد راه پیدا تر

ماهم از این طرف مهیا تر

تا که در ایستگاه مکثی کرد

حمله کردیم ناشکیباتر

شست پایم به زیر پا له شد

دنده ها وضعشان غم افزا تر

خورد آرنج یک نفر محکم

بر سرم از گلنگ، کارا تر

لوله ای توی چشم معیوبم

رفت و شد پاک نامداوا تر

هرکه هل داد ، صندلی بگرفت

هرکه شل تر چو بنده، سر پا تر

میله ها، دستگیره ها پر شد

دست من از همیشه بی جا تر

غول مردی خشن ، پِرس فرمود

بنده را از کمر به بالا تر

پیچ خوردم به سمت پیری که

لاغر اندام بود و آقا تر

گفت ایشان به لهجه ای شیرین

" اَی بَمیری بَرو خو اُولاّ تر"

خانمی فال می فروخت آنجا

از جنیفر لوپز دلارا تر

می شد آنجا خرید اسکاج و

کیسه حمام های اعلاتر

یک جوان ساز می زد و می خواند

مثل گلپا، ولی بد اجرا تر

ناگهان رفت برق واگن ها

لحظه ها شد قشنگ و زیباتر

چون که یک جیب بر کنارم بود

جیبم از پول شد مبرا تر

بانگ شوری در آخرین واگن

شد به پا خوش طنین و غوغا تر

مژده آمد که خانمی زایید

راحت و از همیشه خوش زاتر

بچه را مترو زاد نامیدند

اسم از این اسم ، با مسما تر؟

ایستگاه خزانه شد اعلام

از صدای قمر خوش اوا تر

رفتم ازبین جمعیت بیرون

کرگدن وار و صف شکافا تر

آن هلوی چهل دقیقه ی پیش

شده بود از لولو بد اجزا تر

می روم باشگاهی از فردا

تا شوم از لودر توانا تر

مترو اندام گنده می خواهد

مثل یک غول یا هیولا تر

برچسب: نویسنده: caricbaz تاريخ: 13 / 4 / 1391 ساعت: 4:06

صفحه بندی