هرگز به او یک جمله ی زیبا نگفتم
یک دوستت دارم به این کبرا نگفتم
"عمرم "،" عزیزم "،با زبانم مچ نمی شد
چیزی به او با ایندیالوگ ها نگفتم
در باره ی هر چیز ابیاتی سرودم
در وصف او یک بیتتا حالا نگفتم
هی قرمه سبزی پختتا چیزی بگویم
هرچند خیلی مزه داداما نگفتم
چایی برایم ریخت آنهم با علاقه
یک "دسمریزادی" به او حتی نگفتم
می گفت ازم یک بار یک "ایجان" شنیده
یادم نمی آید کهگفتم یا نگفتم
هرچند سی سالاست می میرم برایش
در پیش رویش هیچ وقت این را نگفتم
با سرمه و یک سایهخیلی ماه می شد
اما به او حتی یک ایولا نگفتم
هر وقت هم آمد کهاز حالم بپرسد
غیر از ولم کن یاکه ای بابا نگفتم
هرگز برایش شوهرخوبی نبودم
هرگز به او یک جمله ی زیبا نگفتم
برچسب:
نویسنده: caricbaz